واژه جو

محرکین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محرکین . [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مُحَرِّک (در حالت نصبی و جری ). رجوع به مُحَرِّک شود.

معنی محرکین | واژه جو