محرض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آن که از عشق و اندوه گداخته باشد.<BR>۲- مرد بر جای مانده که نتواند برخیزد.<BR>۳- برانگیخته شده، ورغلانیده. ج. محرضین.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- آن که از عشق و اندوه گداخته باشد.<BR>۲- مرد بر جای مانده که نتواند برخیزد.<BR>۳- برانگیخته شده، ورغلانیده. ج. محرضین.<br>