محجر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ هَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- سخت گردیده مانند سنگ.<BR>۲- سنگ چین شده، با سنگ برآورده.<BR>۳- خرمن ماه، هاله. در فارسی: محجور، ممنوع.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ هَ جَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- سخت گردیده مانند سنگ.<BR>۲- سنگ چین شده، با سنگ برآورده.<BR>۳- خرمن ماه، هاله. در فارسی: محجور، ممنوع.<br>