محتقن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ ق) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- بیماری که به حبس بول دچار شود.<BR>۲- بیماری که برای بهبود از بند شدن بول حقنه گیرد.<BR>۳- نسجی که در آن خون زیاد جمع شده باشد، نسجی که خون بیشتری در آن مانده باشد و در نتیجه دچار ازدیاد حجم شده باشد.<BR>۴- جمع شونده، گرد آینده (شیر، خون).<br>