واژه جو

محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۵۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

عشقی آن نخل خرد پرور بستان سخن که به سیل اجل از دهر برآمد بی‌خش می‌شنیدم ز چپ و راست که عشقی متفکر چو شدم بود همان تاریخش

معنی محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۵۲ | واژه جو