واژه جو

محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۰۷ - وله ایضا

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای جهان را از تو در گوش امید استمالت‌های عام شامله از پی اصلاح چشمم لازمست مصلحی از مصلحات کامله سویم از روی نوازش کن روان مرتبانی چون زنان حامله صد چنین در بطنش اندر پرورش یا هلیله نامشان یا آمله

معنی محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۰۷ - وله ایضا | واژه جو