محتشم کاشانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۱۰ - ایضا ماده تاریخ
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گل گلشن لطف عبدالغنی که بادش بهشت معلی نصیب به غربت فتاد و شراب اجل شد از جام دورش همان جا نصیب ولی چون پس از اربعینی شدش چنین منزلی راحتافزا نصیب خرد فکر تاریخ وی کرد و گفت چه جای مبارک شد او را نصیب