واژه جو

محتشم کاشانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن شوخ که تکیه‌گاه او چشم ترست بازوی شهان چو بالشش زیر سرت از بس که اساس بستر او عالیست چادر شب بسترش سپهر گرست

معنی محتشم کاشانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۶ | واژه جو