واژه جو

مجندر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجندر. [ م ُ ج َ دِ ] (ع ص ) این انتساب صیقل گری را می رساند. (از انساب سمعانی ).

مجندر. [ م ُ ج َ دَ ] (ع ص ) روشن کرده . تازه کرده (خط کهن و نامه و نگار نیم سترده ٔ جامه ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به جندرة شود.

معنی مجندر | واژه جو