مجنب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- دور کرده، پرهیز داده.<BR>۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ جَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- دور کرده، پرهیز داده.<BR>۲- آن بعد که یک پرده رد کرده باشد؛ مق. طنینی، بقیه.<br>