مجمع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجمع کردن .[ م َ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مجمع ساختن : مجمعی کردند مرغان جهان هر چه بودند آشکارا ونهان . عطار (منطق الطیر). و رجوع به مجمع ساختن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجمع کردن .[ م َ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مجمع ساختن : مجمعی کردند مرغان جهان هر چه بودند آشکارا ونهان . عطار (منطق الطیر). و رجوع به مجمع ساختن شود.