مجزوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.)<BR>۱- ساکن شده.<BR>۲- بریده شده.<BR>۳- یقین کرده شده.<br>واژه قبلی: مجزاواژه بعدی: مجس