واژه جو

مجدد

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(مُ جَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) تجدیده شده، دوباره پیدا شده.

(مُ جَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- نوکننده، تازه کننده. ۲- در هر قرن (صد سال) فردی ظهور نماید و آیین اسلام را تازه کند که او را مجد نامند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مجدد | واژه جو