مجبور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ناگزیر، به زور بر کاری واداشته شده.<br>واژه قبلی: مجبوبواژه بعدی: مجبول