واژه جو

مثول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- به حضور آمدن، به خدمت ایستادن.<BR>۲- تشبیه کردن.<BR>۳- افتادن از موضع و جای خود.<BR>۴- چسبیدن به زمین.<BR>۵- بریدن گوش و بینی کشته برای عبرت دیگران.<br>

معنی مثول | واژه جو