مثله کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- گوش هاوبینی کسی را بریدن.<BR>۲- شکنجه دادن، عقوبت کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسانسور کردنخراب کردن، ناقص کردن، ابتر کردن(نوشته و )بریدن، تکهتکه کردن (اندام، جوارح)واژه قبلی: مثلهواژه بعدی: مثمر