واژه جو

مثل راندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مثل راندن . [ م َ ث َ دَ ] (مص مرکب ) مثل آوردن . مثل زدن . مثل ذکر کردن . مثل نقل کردن : راند خواهم ز گفته هات مثل گفت خواهم ز کرده هات سمر. مسعودسعد (دیوان چ رشید یاسمی ص ٢١٤). رجوع به مثل زدن شود.

معنی مثل راندن | واژه جو