واژه جو

متوقف شدن

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

ورشکستن، درنگ کردن، پاییدن، بازایستادن، بازایستاد، باز ایستاده شدن، ایستادن، ازکارماندن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی متوقف شدن | واژه جو