واژه جو

متهبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهبی . [م ُ ت َ هََ ب ْ بی ] (ع ص ) سست بینایی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ضعیف البصر و سست بینایی . (ناظم الاطباء). ◄ کسی که دست می افشاند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تهبی شود. ◄ تهی و خالی . (ناظم الاطباء).

معنی متهبی | واژه جو