واژه جو

متهاتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهاتن . [ م ُ ت َ ت ِ ] (ع ص ) باران پیاپی و پیوسته بهم . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تهاتن شود.

معنی متهاتن | واژه جو