واژه جو

متناحر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متناحر. [ م ُ ت َ ح ِ ] (ع ص ) باهمدیگر حمله کننده و دست یقه شونده . ◄ خانه های مقابل و روبرو. ◄ گمراه و عدول کننده ٔ از راه . (ناظم الاطباء). و رجوع به تناحر شود.

معنی متناحر | واژه جو