واژه جو

متمکن کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

دولتمند کردن، متمول کردن مستقر کردن، جا دادن توانا ساختن، مقتدر ساختن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی متمکن کردن | واژه جو