واژه جو

متمنع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متمنع. [ م ُ ت َ م َن ْ ن ِ ] (ع ص ) ثابت و استوار. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به تمنع شود. ◄ غالب و مظفر و فیروز. ◄ دلیر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ کسی که بازمیدارد و منع میکند. (از فرهنگ جانسون ).

معنی متمنع | واژه جو