متلاطم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ طِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- بر همدیگر لطمه زننده.<BR>۲- امواج دریا درحال خروشیدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبططوفانی، متموجآشفته، آشوبناک، ناآرامآشوبزده، بحرانزده، بحرانی، مغشوش ≠ آرام، امنواژه قبلی: متلاصقواژه بعدی: متلاقی