متلاشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) از هم پاشیده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآشولاش، ازهمپاشیده، پاشیده، پراکنده، داغان، مضمحل، ولوتلاشگر، جستجوگرواژه قبلی: متلازمواژه بعدی: متلاصق