واژه جو

متقصص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متقصص . [ م ُ ت َ ق َص ْ ص ِ ] (ع ص ) در پی رونده . (آنندراج )(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بسراغ گام و اثر پا رونده . (ناظم الاطباء) ◄ کسی که یاد می گیرد سخن و قصه و افسانه را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقصص شود.

معنی متقصص | واژه جو