واژه جو

متقاوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متقاوی . [ م ُ ت َ ] (ع ص )کسی که خرید میکند بر ضد دیگری . (ناظم الاطباء). کسی که در خرید بهای کالائی را چندان بالا میبرد که جز او دیگری آن را نخرد. (از اقرب الموارد). ◄ کسی که شب را به گرسنگی میگذراند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقاوی شود.

معنی متقاوی | واژه جو