واژه جو

متقابل

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

دوطرفه، دوجانبه، مشترک تعادلی، متعادل کننده، واکنشی مخالف، ضد، روبرو، متضاد بازدارنده تعویض شده، مبادله شده جدلی برعکس، وارون، وارونه، واژگون

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی متقابل | واژه جو