واژه جو

متغور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متغور. [ م ُ ت َ غ َوْ وِ ] (ع ص ) گوشه نشین در غار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ فرو رونده در غور زمین . (ناظم الاطباء). به غور آینده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تغور شود.

معنی متغور | واژه جو