واژه جو

متعقب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متعقب . [ م ُ ت َ ع َق ْ ق ِ ] (ع ص ) مؤاخذه کننده کسی را بر گناهی . ◄ دوباره پرسنده خبر را جهت شک . ◄ در تنگی یابنده پایان رای خود را . ◄ شکوخه خواهنده . (از منتهی الارب ).

معنی متعقب | واژه جو