واژه جو

متعس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متعس . [ م ُ ع ِ ] (ع ص ) (از «ت ع س »)هلاک گرداننده و گوینده اتعسه اﷲ؛ یعنی هلاک گرداند اورا خدا. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). هلاک سازنده ٔ کسی . ◄ از صفات خداوند تعالی میباشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به اتعاس شود.

معنی متعس | واژه جو