واژه جو

متظنن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متظنن . [ م ُ ت َ ظَن ْ ن ِ ] (ع ص ) متظنی . کسی که می پندارد و گمان می کند و شک می کند و تو هم می نماید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ مردی بدگمان بداندیش . (مهذب الاسماء). و رجوع به تظنن و تظنی شود.

معنی متظنن | واژه جو