واژه جو

متضرع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متضرع . [ م ُ ت َ ض َرْ رِ] (ع ص ) زاری کننده . (آنندراج ) (غیاث ). خواری و فروتنی کرده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ دادخواه . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تضرع شود.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی متضرع | واژه جو