واژه جو

متصدی ثبت

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ثبات، سردفتر، دبیر، منشی، بایگان، کارمند دفتری، دفتردار، حسابدار اندیکاتورنویس، میرزا، میرزابنویس ماشین‌نویس، تایپیست

معنی متصدی ثبت | واژه جو