واژه جو

متبرز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متبرز. [م ُ ت َ ب َرْ رِ ] (ع ص ) آن که برآید به سوی صحرا برای قضای حاجت . (آنندراج ). کسی که به سوی صحرا برای قضای حاجت می رود. (ناظم الاطباء). و رجوع به تبرز شود.

معنی متبرز | واژه جو