متبحر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ بَ حِّ) [ ع. ] (اِفا.) ماهر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاستاد، دانا، دانشمند، آگاهزبردست، کاردان، ماهر، متخصص، وارد، ورزیده ≠ ناشیواژه قبلی: متبتلواژه بعدی: متبختر