واژه جو

متباکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متباکی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) گریه ٔ دروغ نماینده . (آنندراج ). کسی که خود را وامی دارد و یا واداشته می شود به ریختن اشک و آن که به حیله و مکرگریه می کند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تباکی شود.

معنی متباکی | واژه جو