واژه جو

مبعوت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مبعوت . [ م َ ](ع ص ) مبعوث . (منتهی الارب ) (آنندراج ). لغتی است در مبعوث . (از محیطالمحیط). و رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی مبعوت | واژه جو