واژه جو

مبتلا کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

گرفتار کردن، دچار کردن، اسیر کردن، مبتلا ساختن معتاد کردن شیفته کردن، دل‌باخته کردن، عاشق کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مبتلا کردن | واژه جو