واژه جو

مبت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مبت . [ م ُ ب ِت ت ] (ع ص ) (از «ب ت ت ») آنکه طلاق باین دهد زن خود را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ عاجز گرداننده کسی را از رسیدن به قافله . ◄ عقد شرعی کننده . (منتهی الارب ).

مبت . [ م َ ] (ع اِ) عار و ننگ . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی مبت | واژه جو