واژه جو

ماهی‌خوراکی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

خوراک ماهی، ماهی، سفید، آزاد، اوزون برون، استرژن، کپور، کفال، کیلکا، حلوا، شیر، زبیده، قزل آلا، تونا (تون)، ساردین، ماهی دودی، شور، سنگسر، سوف، شوریده، قباد، ماهی، میگو، موجودات دریایی

معنی ماهی‌خوراکی | واژه جو