واژه جو

مانند

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مشابه، شبه، عکس، مدل، قالب، الگو چیز مشابه، جفت، دوقلو، برادر، خواهر، نسخه مانندها، همانندان، اقران، امثال، امثال ذلک، امثالهم، امثله وجه مشترک قیاس رویه قضایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مانند | واژه جو