واژه جو

مانمن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مانمن . [ م ِ ] (اِ)به لغت زند و پازند جامی باشد که بدان شراب و آب و امثال آن خورند. (برهان ) (آنندراج ). به لغت زند و پازند پیاله ٔ شراب خوری و آب خوری . (ناظم الاطباء). پهلوی، یام (جام ) و هزوارش مانه = منه است و این هزوارش را بیشتر مانمن می خواندند. در بندهشن ص ٢٢٩، مانمن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

معنی مانمن | واژه جو