واژه جو

مامی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مامی . (اِ) والده . مادر.ماما. ام : چنانکه مادر را مامی گویند مرا ولد و هرکه را به نام نغز گویند. (معارف بهأولد، چ فروزانفر چ چاپخانه ٔ دولتی ص ٤٥).

معنی مامی | واژه جو