واژه جو

مالیده

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(دِ) (ص مف.) ۱- تنبیه شده، مالش داده شده. ۲- (عا.) تلف شده، از بین رفته. ۳- مرتب شده.

معنی مالیده | واژه جو