واژه جو

مالارمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مالارمه . [ م ِ ] (اِخ ) شاعر فرانسوی و پیشوای جنبش سمبولیسم (١٨٤٢- ١٨٩٨ م .) او احساسات و تخیلات خود را با زبانی بسیار رقیق بیان می کرد، بحدی که اهمیت موسیقی و هم آهنگی کلمات بر معانی آنها رجحان می یافت . او راست «بعدازظهر یک فون » . (از لاروس ).

معنی مالارمه | واژه جو