واژه جو

ماضی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

[ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح - فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.<BR>۲- در گذشته، مرده.<BR>۳- برنده، قاطع.<BR>۴- مرد رسا در امور، کاربر.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ماضی | واژه جو