مازندرانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مازندرانی . [ زَ دَ ] (اِخ ) هادی فرزند ملاصالح از علمای شیعه و ادیبی فقیه بوده است . وی به سال ١١٢٠ درگذشت و در اصفهان در کنار قبر پدر مدفون گردید. او راست : ١- ترجمه ٔ فارسی قرآن با شأن نزول . ٢- حاشیه ٔ تفسیر بیضاوی به فارسی . ٣- الحدود و الدیات به فارسی . ٤- شرح شافیه ٔابن حاجب و آثاری دیگر. (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٤٢٥).
مازندرانی . [ زَ دَ ] (اِخ ) محمد صالح بن ملااحمد سروی معروف به ملاصالح از علمای معروف شیعه و شاگرد ملامحمد تقی مجلسی و نیز از شاگردان شیخ بهایی و ملاعبداﷲ شوشتری است . وی به سال ١٠٨٠ یا ١٠٨١ و یا ١٠٨٢ در اصفهان درگذشت و در مقبره ٔ مجلسی دفن گردید او راست : ١- حاشیه ٔ شرح لمعه . ٢-حاشیه ٔ شرح مختصر الاصول عضدی . ٣- شرح اصول کافی که بهترین شرح این کتاب است و در آن اعتراضاتی بر ملاصدرا دارد. ٤- شرح من لایحضره الفقیه و آثاری دیگر. (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٤٢٤).
مازندرانی .[ زَ دَ ] (اِخ ) زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی از علمای بزرگ شیعه در اوایل قرن چهاردهم هجری و از شاگردان صاحب جواهر و صاحب ضوابط و سعید العلمای مازندرانی است . مرجع تقلید جمعی کثیر از شیعیان هند و عراق و ایران بوده است . از آثار اوست : ١- ذخیرة المعاد به فارسی که جمعی بدان حواشی نوشته اند. ٢- زینة العباد به عربی و فارسی که در بمبئی چاپ شده . ٣- مناسک الحج و جز اینها. (از ریحانة الادب ج ٣ ص ٤٢٣).