واژه جو

مار

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

خزنده، اژدها، افعی ماربچه، مارماهی زنگی، جعفری، کبرا، کفچه‌مار هندی، عینکی، اژدرمار (ماربوآ) مارمولک، سوسمار، خزندگان کرم [خزنده] مار نیرنگ، فریب

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مار | واژه جو