واژه جو

مارمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مارمه . [ م ِ ] (اِخ ) قریه ای است واقع در سه فرسنگی میانه ٔ شمال و مشرق بید شهر. (فارسنامه ٔ ناصری ). دهی از دهستان بنارویه است که در بخش جویم شهرستان لار واقع است و ٣٢٧ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).

معنی مارمه | واژه جو